معنی کلعة
6 بازدید
[ کَ لِ عَ ] (ع ص) ماده شتر کفته سپل. (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب): ناقة کلعة؛ ماده شتری که کَلَع یعنی شکافتگی در سم دارد. (از اقرب الموارد). مؤنث کَلِع. و رجوع به کلع شود.[ کِ لَ عَ ] (ع ص، اِ) جِ کِلع. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد). رجوع به کِلع شود.[ کَ لَ عَ ] (ع اِ) پاره ای از گوسپندان. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). پاره ای از گوسفندان و گویند گوسفندان بسیار. (از اقرب الموارد).[ کَ عَ ] (ع اِ) بیماری است که سیاه گرداند و بکفاند مؤخر شتر را و بریزاند موی آن را. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). پاره ای از گوسفندان و گویند گوسفندان بسیار. (از اقرب الموارد).[ کَ عَ ] (ع اِ) کُلعَة. (اقرب الموارد). و رجوع به کُلعَة شود.
کلمات همقافیه با «کلعة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «عة» برای سرودن شعر