معنی کلش کردن
6 بازدید
[ کَ کَ دَ ] (مص مرکب) کلاشی کردن. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). و رجوع به کلش و کلاش و قلاش و قلاشی شود.
کلمات همقافیه با «کلش کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر