معنی کلخ
9 بازدید
[ کُ ] (اِ) نوعی از گیاه و رستنی باشد. (برهان) (از آنندراج). یک نوع گیاهی. (ناظم الاطباء). نوعی از نباتات چتری. (حاشیهٔ برهان چ معین). یکی از گونه های انگدان است که بنام قنا، کف عروس و کلح نیز خوانده می شود. (فرهنگ فارسی معین). و رجوع به کلح شود. || بارزد. (فرهنگ فارسی معین). و رجوع به بارزد شود.
کلمات همقافیه با «کلخ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لخ» برای سرودن شعر