معنی کلح
5 بازدید
[ کِ ] (اِ) نوعی از صمغ است که آن را بارزد و بیرزد هر دو گویند و عربان قنه خوانند، شبیه است به مصطکی. (برهان). یک نوع صمغی شبیه به مصطکی که بارزد و یا بیرزد نیز گویند. (ناظم الاطباء). کُلخ. (فرهنگ فارسی معین). لغت سریانی است و بغدادی گوید که نزد اهل مغرب نباتی است برگش شبیه به برگ درخت سیب و قابض و رافع نزف الدم و اسهال دموی و جهت گزیدن افعی و سعوط آن جهت رعاف مفید... و از قول او ظاهر می شود که اندروطالیس باشد و در آنجا تصریح نموده که مانند اشنان بی برگ است و در اینجا بیان نموده که برگش مثل برگ سیب است. (از تحفهٔ حکیم مؤمن). و رجوع به کُلخ شود. || به لغت مصر عبارت از اشق است. (تحفهٔ حکیم مؤمن). رجوع به اشق شود.
کلمات همقافیه با «کلح»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لح» برای سرودن شعر