معنی کلجه
6 بازدید
[ کُ لَ جَ / جِ ] (اِ) قسمی لباده و پالتو. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). کلیجه. کلیچه. و رجوع به کلیجه و کلیچه شود. || جامهٔ آستین کوتاهی که به روی قبا پوشند. (ناظم الاطباء).[ ] (اِخ) نصرة الدین... (متوفی به سال ۶۴۹ هـ . ق.). یکی از دو پسر اتابک هزار اسب بن ابی طاهر از اتابکان لرستان است و از ۶۴۶ تا ۶۴۹ فرمانروائی داشته است. (از تاریخ مغول اقبال ص ۲۴۴ و ۴۴۸).
کلمات همقافیه با «کلجه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «جه» برای سرودن شعر