معنی کلبهداری
5 بازدید
[ کُ بَ / بِ ] (حامص مرکب) دکان داری. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا): از آهنگری رست و سالار گشت پس از کلبه داری سپهدار گشت.اسدی.
کلمات همقافیه با «کلبهداری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر