معنی کلباد
4 بازدید
[ کَ ] (اِخ) نام پهلوانی بود تورانی که در جنگ دوازده رخ به دست فریبرز پسر کاوس کشته گشت. (برهان) (از فرهنگ جهانگیری) (از فرهنگ رشیدی) (از انجمن آرا) (آنندراج). گویند این جنگ در کوه گنابد واقع شد و معرب آن جنابد است. (برهان) (آنندراج): ابا بیژن و گیوو کلباد را که برهم زنند آتش و باد را.فردوسی. چو اغریر و گرسیوز و بارمان چو کلباد جنگی هژبر ژیان.فردوسی. برآشفت و پیران به کلباد گفت که چونین شگفتی نشاید نهفت. فردوسی (از فرهنگ جهانگیری).[ کُ ] (اِخ) نام قریه ای است قریب به اشرف از بلاد طبرستان... (از انجمن آرا) از دهات اشرف در مازندران. (ترجمهٔ سفرنامهٔ مازندران رابینو ص ۱۶۷). نام یکی از دهستانهای بخش بهشهر از شهرستان ساری است. این دهستان در آخرین حد خاوری بخش بهشهر و همچنین مازندران و طول طرفین راه آهن و شوسه واقع گردیده است. قسمت شمالی دهستان دشتی است که به خلیج گرگان منتهی می شود. قسمت جنوبی دهستان کوهستان جنگلی است و هوای آن معتدل و مرطوب و آب آنجا از چشمه سار و قنات و محصول عمدهٔ آن برنج، غلات، توتون سیگار، پنبه، صیفی، مرکبات و مختصری ابریشم است. این دهستان از ۹ آبادی تشکیل شده و در حدود ۵۷۰۰ تن سکنه دارد و قرای مهم آن لمراسک، تیرتاش و تیله نواند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۳).
کلمات همقافیه با «کلباد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اد» برای سرودن شعر