معنی کلاوه شدن
6 بازدید
[ کَ وَ / وِ شُ دَ ] (مص مرکب) سرگشته و سراسیمه شدن. (ناظم الاطباء). کلافه شدن. گیج و سرگشته شدن. (حاشیهٔ برهان چ معین).
کلمات همقافیه با «کلاوه شدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر