معنی کلاه گذاشتن
7 بازدید
[ کُ گُ تَ ] (مص مرکب) کلاه نهادن بر سر. (فرهنگ فارسی معین). کلاه پوشیدن. || فریب دادن. کلاه گذاری کردن. و رجوع به ترکیب کلاه سر کسی گذاشتن ذیل کلاه شود.
کلمات همقافیه با «کلاه گذاشتن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر