معنی کلانبینی
6 بازدید
[ کَ لامْ ] (ص مرکب) بزرگ بینی. (ناظم الاطباء). دماغ گنده. آنکه بینی کلان دارد. صاحب بینی کلان. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). عُناب، اَعنَب؛ مرد کلان بینی. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «کلانبینی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نی» برای سرودن شعر