معنی کلام جامع
7 بازدید
[ کَ مِ مِ ] (ترکیب وصفی، اِ مرکب) سخن پرمعنی. کلامی که معنی بسیار دارد. || در اصطلاح فن بدیع، آن است که کلام مشتمل باشد بر مواعظ حسنه و حکمتهای متقنه... (هنجار گفتار ص ۲۷۹). رشید وطواط آرد: این صنعت چنان باشد که شاعر ابیات خویش بی حکمت و موعظت و شکایت روزگار نگذارد. مثالش از شعر تازی، متنبی گوید: والظلم فی خلق النفوس فان تجد ذا عفة فلعله لایظلم و من البلیة عذل من لایرعوی عن جهله و خطاب من لایفهم. ... و متنبی را در این باب ید بیضا و طریقتی زهرا بوده... مثال از شعر پارسی بونصر شاذی راست: بر خرد خویش بر ستم نتوان کرد خویشتن خویش را دژم نتوان کرد دانش و آزادگی و دین و مروت این همه را خادم درم نتوان کرد قانع بنشین و آنچ یابی بپسند کایزدی و بندگی بهم نتوان کرد. مثال دیگر کمالی راست: زبس سپیدی کاین روزگار بامن کرد سیاه عارض من رنگ روزگار گرفت.. سوار بود و جوانی شتاب کرد و برفت ز گرد مرکب او عارضم غبار گرفت. دیگر مسعودسعد راست: تبارک اللََّه این بخت و زندگانی بین که تانمیرم زندان بود مرا خانه چو شانه شد جگرم شاخ شاخ زان حسرت که موی دیدم شاخی سپید در شانه. و بیشتر اشعار مسعودسعد، کلام جامع است خاصه آنچه در حبس گفته است... (حدایق السحر چ اقبال صص ۸۱ -۸۲). و رجوع به همین کتاب و هنجار گفتار شود.
کلمات همقافیه با «کلام جامع»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مع» برای سرودن شعر