معنی کلالیب
8 بازدید
[ کَ ] (ع اِ) جِ کُلّاب و کُلّوب بمعنی مهماز و آن میخ پاشنه موزهٔ رائض باشد که بر تهیگاه ستور می زنند وقت راندن. (منتهی الارب) (آنندراج) (از اقرب الموارد). || چنگل باز. (منتهی الارب). کلالیب البازی؛ چنگالهای باز. (از اقرب الموارد). || خار درخت. (منتهی الارب). کلالیب الشجر؛ خار درخت. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «کلالیب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یب» برای سرودن شعر