معنی کلاغ گرفتن
6 بازدید
[ کَ گِ رِ تَ ] (مص مرکب) صید کردن و گرفتن کلاغ. (فرهنگ فارسی معین). || کنایه از استهزا و تمسخر و ریشخند کردن. (برهان) (انجمن آرا). کنایه از طعنه زدن و تسمخر کردن و ریشخند زدن. (فرهنگ فارسی معین). طعنه زدن، استهزا کردن. (غیاث). کلاغ زدن، کنایه از طعنه زدن و کردن. (آنندراج): زاغ گیرد همه از بلبل شوریده کلاغ غنچهٔ شوخ زند خنده و نرگس چشمک. شاه طاهر جندی (از انجمن آرا). ز عکس گل و لاله برطرف باغ کلاغش بطاوس گیرد کلاغ. زلالی (از آنندراج). و رجوع به کلاغ زدن شود.
کلمات همقافیه با «کلاغ گرفتن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر