معنی کلاسنگ
6 بازدید
[ کَ سَ ] (اِ) قلاسنگ است که فلاخن باشد و آن چیزی است که شاطران و شبانان بدان سنگ اندازند. (برهان) (از آنندراج). قلاسنگ. (فرهنگ جهانگیری) (فرهنگ رشیدی). فلاخن. (ناظم الاطباء). مقلاع. سرمق (تفلیسی): و کلاهی نمدین بر سرداشت و پشمینه ای پوشیده و کلاسنگی در میان بسته و توبرهٔ در پشت انداخته و چوبی در دست گرفته. (ترجمهٔ تفسیر طبری، یادداشت به خط مرحوم دهخدا).
کلمات همقافیه با «کلاسنگ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نگ» برای سرودن شعر