معنی کلاردشت
6 بازدید
[ کَ دَ ] (اِخ) نام یکی از بخشهای شهرستان نوشهر است. این بخش در جنوب بخش چالوس و در منطقة کوهستانی واقع شده و محدود است از شمال به بخش چالوس و از خاور به دهستان کجور و از باختر به دهستان سه هزار و از جنوب به خطالرأس سلسلهٔ اصلی جبال البرز از تخت سلیمان تا حدود گردنهٔ کندوان. هوای این بخش به نسبت بلندی و پستی های آن مختلف و قسمت عمدهٔ آن سردسیر که تنها کنار رودخانهٔ چالوس معتدل است. دو رودخانهٔ مهم چالوس و سردآبرود که اولی از کندوان و دومی از تخت سلیمان سرچشمه میگیرد در این ناحیه جاری است. و قسمت عمدهٔ قرای آن از چشمه سارهای کوهستانی مشروب می شوند و محصول عمدهٔ آن غلات دیمی، لبنیات، چوب و ذغال است. این بخش از سه دهستان کلاردشت و بیرون بشم و کوهستان تشکیل شده و داری ۷۸ آبادی است و در حدود ۲۰ هزار تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۳). و رجوع به سفرنامهٔ مازندران رابینو و ترجمهٔ آن ص ۵۰، ۱۴۸ و تاریخ مغول اقبال ص ۳۱۱ -۳۱۳ شود.[ کَ دَ ] (اِخ) نام یکی از دهستانهای بخش کلاردشت شهرستان نوشهر است. این دشت کوچک باموقعیت خاصی در دامنهٔ کوه تخت واقع است. قسمت عمدهٔ آبادیهای این دهستان در دامنهٔ ارتفاعات مسلط به این دشت قرار دارد و از هر نقطهٔ دشت آبادیها مشاهده می شود. رودخانهٔ سرد آبرود که سرچشمهٔ اصلی آن چشمه سارهای کوه تخت سلیمان است از وسط دشت عبور میکند و برخی از قرای مرکزی دشت را مشروب میسازد. قصر زیبای سلطنتی در روی تپهٔ مسلط به دشت بنا شده و عمارات دولتی نوساز و ویلاهای متعدد از آثار دورهٔ رضاشاه در اراضی حسن کیف واقع گردیده و بزیبایی طبیعی دشت افزوده است. آب قرای دامنه از چشمه سارها تأمین میشود و محصول عمدهٔ دهستان، غلات، حبوب، و لبنیات است. این دهستان از ۲۵ آبادی بزرگ و کوچک تشکیل شده و در حدود ده هزار تن سکنه دارد. مرکز دهستان قصبهٔ حسن کیف و قراء مهم آن کردی چال. لاهو، کله اجابیت و پیشنبوراست. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۳).
کلمات همقافیه با «کلاردشت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شت» برای سرودن شعر