معنی کلاده
5 بازدید
[ دَ / دِ ] (اِ) عقعق. عکه. غلبه. خاقانی در هجوی به صورت مدح آورده : هستی تو کلادهٔ کله دار برتارک آسمان کله وار امروز به فر تو کلاده برشیر فلک نهد قلاده. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). و رجوع به کلاژه شود.
کلمات همقافیه با «کلاده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر