معنی کلاج
6 بازدید
[ کُ ] (اِ) کماج نازک و نان قندی. (ناظم الاطباء). (از اشتینگاس). و رجوع به گلاج در همین لغت نامه شود.[ کَ ] (اِ) به لهجهٔ طبری کلاغ. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). و رجوع به واژه نامهٔ طبری دکتر کیا ص ۱۷۱ شود.
کلمات همقافیه با «کلاج»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اج» برای سرودن شعر