معنی واژه کفلپوش
6 بازدید
[ کَ فَ ] (نف مرکب) پوشندهٔ کفل. || (اِ مرکب) نوعی از پوشش اسب است و آن را ترکان اورتگ خوانند. (برهان) (از آنندراج). پارچهٔ دوخته ای که بر کفل حیوان باری و سواری اندازند که در تکلم آشرمه است. (حاشیهٔ برهان چ معین). کپل پوش. ساغری پوش. (یادداشت مؤلف): همه زین زرین یاقوت کار کفل پوشهای جواهرنگار. نظامی (از آنندراج) چون کفل پوش که بر پشت خران اندازند یقهٔ پهن نگه کن که کنون می دارند. نظام قاری (دیوان ص ۱۲۶). ای تکلتو به کفل پوش چو روزی برسی خدمات جل فرسک برسان ایشان را. (ایضاً ص ۲۷).