معنی کفشکن
5 بازدید
[ کَ کَ ] (اِ مرکب) جایی که در آن کفشها را از پا در آورند و آنجا گذارند. (فرهنگ فارسی معین). جایی در پیش مدخل زیارتگاهها برای بیرون کردن کفش. آستان. آستانه. آستان اطاق. آستانهٔ اطاق. عتبه. پای ماچان. صف نعال. (یادداشت مؤلف).
کلمات همقافیه با «کفشکن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «کن» برای سرودن شعر