معنی کف‌الخضیب

معنی کف‌الخضیب

5 بازدید
[ کَ فْ فُلْ خَ ] (ع اِ مرکب) کف دست رنگ شده. (فرهنگ فارسی معین، ج ۴ ترکیبات خارجی). || (اِخ) نام ستاره ای است سرخ رنگ بجانب شمال که چون بدائره نصف النهار رسد وقت اجابت دعاست. (غیاث) (آنندراج). نام یکی از کواکب مرأة ذات الکرسی است. (از مفاتیح العلوم خوارزمی). کوکبی است روشن از قدر ثالث بر صورت ذات الکرسی. (جهان دانش بنقل مؤلف). ستاره ای است سرخ رنگ بجانب شمال که قدما معتقد بودند چون بدایرهٔ نصف النهار رسد هنگام اجابت دعاست. (فرهنگ فارسی معین ج ۶ ص ۱۵۸۳). سنام الناقة. (التفهیم چ جلال همایی حاشیهٔ ص ۱۰۲). کف خضیب : و اما آن روشن که بر منبر خداوند کرسی است او را کف خضیب خوانند. ای دست حنابسته از دو دست پروین و آن پارهٔ ابری که بر دست برندهٔ سرغول است ساعد دست پروین است و گروهی مرکف الخضیب را «کوهان شتر» خوانند. زیراک تازیان از کواکب خداوند کرسی اشتری تصور کردند. (التفهیم چ جلال همایی ص ۱۰۲). کف الخضیب گردون گردد بزخم سخت بر زخم سخت بازوی خنجرگذار ملک. مسعودسعد. بر استقامت حال تو بر بسیط زمین بر آسمان کف کف الخضیب کرده دعا. انوری. رجوع به حاشیهٔ ۳ ص ۱۰۴ التفهیم شود.

کلمات هم‌قافیه با «کف‌الخضیب»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «یب» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید