معنی کفؤ
5 بازدید
[ کُ فْ ءْ ] (ع اِ) همتا و مانند. (منتهی الارب) (آنندراج). مثل. (از اقرب الموارد). ج، اکفاء. (منتهی الارب) (آنندراج). ج، اکفاء و کِفاء. (از اقرب الموارد).[ کُ فُ ءْ ] (ع اِ) همتا و مانند. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج). مماثل. (از اقرب الموارد). ج، اکفاء. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج).[ کَ فُ ءْ ] (ع اِ) مانند و همتا. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب). مماثل. (از اقرب الموارد). ج، کِفاء. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). بی مثال: - بی کفؤ؛ بی مانند: به مجلس خدایگان بی کفؤکه نافریده همچو او خدای او.منوچهری.
کلمات همقافیه با «کفؤ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «فؤ» برای سرودن شعر