معنی کعترة
6 بازدید
[ کَ تَ رَ ] (ع مص) خمان رفتن چون مستان، منه کعتر فی مشیه کعترة. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). || سخت دویدن. || شتاب کردن در رفتار. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «کعترة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رة» برای سرودن شعر