معنی کعب گرگ
6 بازدید
[ کَ بِ گُ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب) پژول گرگ. || (اِ مرکب) مهره ای است که آن را پیکان و شاطران بعضی ولایتها در پای خود بندند به اعتقاد آنکه هر که آن را در پای بندد هرچند بدود مانند گرگ مانده نشود. (آنندراج): ز خردان بسی فتنه آید بزرگ که در پای پیکان بود کعب گرگ. نظامی (از آنندراج). - کعب گرگ پیکان؛ استخوان شتالنگ گرگ که پیکان در پای خود بندند و به خاصیت آن از رفتن مانده نشوند. کعب گرگ. (غیاث اللغات).
کلمات همقافیه با «کعب گرگ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رگ» برای سرودن شعر