معنی کعب پیاله
5 بازدید
[ کَ بِ لَ / لِ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب) آنچه حلقه مانند زیر پیاله یا فنجان سازند تا به زمین درست تواند نشست. (آنندراج): کعب پیاله از کف او نشئه ریز شد این جام را ز هر دو طرف می توان کشید. سید اشرف (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «کعب پیاله»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «له» برای سرودن شعر