معنی کعبی
6 بازدید
[ کَ بی ی ] (ص نسبی) منسوب به کعب بن ربیعةبن عامر. (از انساب سمعانی).[ کَ بی ی ] (اِخ) احمدبن عبیداللََّه بلخی کعبی مکنی به ابوالقاسم از معتزلیان بغداد بود و شاگرد خیاط معتزلی که بسال ۳۱۹ هـ .ق. درگذشت. او راست: اوائل الادلة فی اصول الدین. تجریدالجدل. تهذیب فی الجدل. (یادداشت مؤلف). کعبی دربارهٔ «مباح» نظری دارد که مورد بحث و رد علمای اصول است. او می گوید: فعل مباح وجود ندارد. چه ترک حرام که واجب است محقق نمیشود مگر در فعل مباح و بعبارت دیگر فعل مباح لازم ترک واجب است و از آنجا که ملزوم و لازم نمی توانند احکام مختلف داشته باشند بناچار فعل مباح نمی تواند حکمی برخلاف ترک حرام که واجب است داشته باشد و بالنتیجه نمی تواند موجود باشد و بنابراین اباحه از تحت حکم خارج است. البته این نظر مورد توجه واقع نشده است و در اکثر کتب اصول این رأی مورد نقض واقع گردیده است. رجوع به ضحی الاسلام ج ۳ ص ۳۳ و خاندان نوبختی و تاریخ الخلفاء ص ۲۵۶ و بیان الادیان ذیل کعبیه و معالم الاصول ص ۶۸ چ عبدالرحیم شود.
کلمات همقافیه با «کعبی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بی» برای سرودن شعر