معنی کعبهشناس
5 بازدید
[ کَ بَ یا بِ شِ ] (نف مرکب) شناسندهٔ کعبه. آنکه کعبه شناسد. عارف به کعبه : خاطر خاقانی از آن کعبه شناس شد که او در حرم خدایگان کرده بجان مجاوری. خاقانی.
کلمات همقافیه با «کعبهشناس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اس» برای سرودن شعر