معنی کعبالبقر
5 بازدید
[ کَ بُلْ بَ قَ ] (ع اِ مرکب) کعب گاو باشد. چون آن را بسوزانند و با سکنجبین بیاشامند سپرز بگدازد و محرک شهوت باشد و بر برص طلا کنند نافع بود و اگر با عسل بسرشند مفرح دل بود و بدن فربه کند و جگر را قوه دهد و شربتی از وی سه مثقال بود و چون در چشم کشند روشنائی دهد. (یادداشت مؤلف).
کلمات همقافیه با «کعبالبقر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «قر» برای سرودن شعر