معنی کع
8 بازدید
[ کَ ع ع ] (ع ص) بددل. سست. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). کاع. (اقرب الموارد). - کع الوجه؛ سبک رخسار.
کلمات همقافیه با «کع»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «کع» برای سرودن شعر