معنی کظیم
5 بازدید
[ کَ ] (ع ص) فروخورندهٔ خشم. کاظم. || مرد اندوهگین. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج) (از اقرب الموارد): {/Bوَ اِبْیَضَّتْ عَیْنََاهُ مِنَ اَلْحُزْنِ فَهُوَ کَظِیمٌ . ۱۰-۱۶۱۲:۸۴/}(قرآن ۱۲/۸۴). || (اِ) کلیددان. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «کظیم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یم» برای سرودن شعر