معنی کظامة
6 بازدید
[ کِ مَ ] (ع اِ) دهانهٔ رودبار. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || مخرج بول زنان. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). || چاهی پهلوی چاه دیگر که در میانهٔ آنها در زیر زمین آبراهه ای باشد که بدان آب آن چاه به چاه دیگر رود. || حلقه ای بر سر بازوی ترازو که بندهای کفه را بدان بندند. || دوالی که بر گوشهٔ بالایین کمان بندند. || یکی از دو انتهای کمان. || مسمار ترازو. || ریسمانی که بدان بینی شتر را بندند. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || پی که بر پر تیر پیچند. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). || جای پر از تیر. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). ج، کظائم (در همهٔ معانی).
کلمات همقافیه با «کظامة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مة» برای سرودن شعر