معنی کظاظ
6 بازدید
[ کَ ] (ع مص) رنجانیدن کسی را کاری و گرانبار ساختن و اندوهگین نمودن او را. کظاظة. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد) (از منتهی الارب).[ کِ ] (ع اِمص) سختی. ماندگی. || درازی ملازمت. || دشمنی. (منتهی الارب) (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). گویند بینهم کظاظ؛ بین ایشان عداوت است.[ کِ ] (ع مص) مصدر دیگر مکاظة. رجوع به مکاظة در این لغت نامه شود.
کلمات همقافیه با «کظاظ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اظ» برای سرودن شعر