معنی کظ
6 بازدید
[ کَ ظظ ] (ع ص) مرد رنج دیده و سختی کشیده از کار و درمانده در آن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). - رجل کظلظ؛ مرد سخت دشوارخوی. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).[ کَ ظظ ] (ع مص) زحمت دادن پری طعام شکم کس را بطوری که از جهت پری طاقت نفس کشیدن و دم زدن برای او نماند. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «کظ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «کظ» برای سرودن شعر