معنی کش و قوس رفتن
15 بازدید
[ کَ / کِ شُ قَ رَ تَ ] (مص مرکب) دست دادن حالتی که در آن آدمی دستهای خود را از دو جانب بکشد و پشت و گردن بپیچد به ارادهٔ رفع خستگی خواب و جز آن را یا آنکه پیش از تبهای نوبه غالباً به آن میل می کند. تَمَطّی. (یادداشت مؤلف). کش واکش.
کلمات همقافیه با «کش و قوس رفتن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر