معنی کش دادن
7 بازدید
[ کَ / کِ دَ ] (مص مرکب) دراز کردن یا کشیدن. تطویل. (یادداشت مؤلف). || دراز کردن چیزی را یا مطلبی را. (یادداشت مؤلف). کاری که ممکن است بزودی پایان یابد از روی غرض طولانی کردن. طول دادن. اطالة. مطاوغة.[ کِ دَ ] (مص مرکب) کش گفتن در بازی شطرنج یعنی شاه در خطر است. (یادداشت مؤلف). رجوع به کش و رجوع به کشت شود.
کلمات همقافیه با «کش دادن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر