معنی کش آوردن
5 بازدید
[ کَ / کِ وَ دَ ] (مص مرکب) کشیدن. امتداد دادن. (یادداشت مؤلف). طولانی کردن. ممتد کردن. (یادداشت مؤلف). || کشدار کردن. بحالت کش آمدگی درآوردن. || منجر کردن. (یادداشت مؤلف).
کلمات همقافیه با «کش آوردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر