معنی کشیمنی
4 بازدید
[ کَ / کِ مَ ] (ص نسبی) با پیمایش. بوزن. مقابل عددی چنانکه نان را آنگاه که در ترازو کشند کشیمنی گویند و آنگاه که یک یک بی کشیدن فروشند عددی نامند. (یادداشت مؤلف). مقابل چکی. مقابل عددی. رجوع به کشمنی شود.
کلمات همقافیه با «کشیمنی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نی» برای سرودن شعر