معنی کشیدهقامت
4 بازدید
[ کَ / کِ دَ / دِ مَ ] (ص مرکب) بلندبالا. درازاندام. کشیده قد. بلندقد. بلندقامت. رشیق. کشیده اندام. (یادداشت مؤلف): کشیده قامت و گل روی و مشکبوی وی است خلیده بینی و چمچاخ و گنده فوز منم. سوزنی.
کلمات همقافیه با «کشیدهقامت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مت» برای سرودن شعر