معنی کشک سائیدن
6 بازدید
[ کَ دَ ] (مص مرکب) سائیدن کشک. ریختن کشک [ MMM دوغ خشک شده، قوروت ] در تغار و سائیدن آن با آب و آب کشک حاصل کردن چاشنی طعام را. (یادداشت مؤلف).
کلمات همقافیه با «کشک سائیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر