معنی کشکچی
6 بازدید
[ کِ شِ ] (ترکی، ص مرکب، اِ مرکب) (از: کشک MMM کشیک +چی پسوند نسبت ترکی). کشیکچی. پاسبان. (از غیاث اللغات) (از آنندراج). رجوع به کشیکچی شود.
کلمات همقافیه با «کشکچی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «چی» برای سرودن شعر