معنی کشکول
6 بازدید
[ کَ ] (اِ) گدا باشد یعنی شخصی که گدایی می کند. (برهان). || کجلول. (انیس الطالبین بخاری). کاسه گونه ای باشد که درویشان و صوفیان بکار برند و در آن مایحتاج خود از خوراکی و مالیات مال صدقات ریزند. خچکول. در برهان آمده معنی آن کشیدن بدوش است چه کش به معنی کشیدن و کول دوش و کتف را گویند. در حاشیهٔ برهان قاطع به نقل از تفسیر الفاظ الدخیلهٔ بستانی گوید: از آرامی «کنش کل» (بضم اول و کسر دوم وضم چهارم) یعنی جامع کل شیئی و مراد محفظه ای است که درویشان و گدایان هرچه از مردم ستانند در آن نهند. کشکول پوست نارجیل دریائی است که در جزایر نزدیک به خط استواء عمل می آید و شبیه به کشتیی است با رنگ سیاه دو طرف لبهٔ آن را سوراخ کنند و زنجیر یا ریسمان بندند تا بتوان بدست آویخت و آن کاسهٔ گدائی درویشان است و آنگاه که بر درخت است دو کشکول بهم چسبیده است و در میان آن مغز نارجیل است : دلم از قیل و قال گشته ملول ای خوشا خرقه و خوشا کشکول.شیخ بهائی. - کشکول چوبین؛ کشکولی که از چوب ساخته شود. مقابل کشکول گلین. (یادداشت مؤلف) - کشکول دریائی؛ ثمری است معروف و بسیار بزرگ که از پوستش درویشان کاسه میسازند و در آن چیزها می خورند و این را گدایان و دوریشان استعمال می کنند (آنندراج). نارگیل دریائی که برای ساختن کشکول بکار می رود. - کشکول گدائی؛ کشکولی که گدایان بکار برند و مال صدقات را در آن بریزند.
کلمات همقافیه با «کشکول»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ول» برای سرودن شعر