معنی کشورمدار
4 بازدید
[ کِ شْ وَ مَ ] (ص مرکب) آنکه محور کار کشوری است. راتق و فاتق امور مملکت. حافظ و مدیر کشور. همه کارهٔ کشور.
کلمات همقافیه با «کشورمدار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر