معنی کشه کردن
6 بازدید
[ کَ / کِ شَ / شِ کَ دَ ] (مص مرکب) خط بطلان کشیدن بر نبشته و باطل کردن و محو کردن آن: ترمیج؛ کشه کردن سطور بعد نوشتن آن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «کشه کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر