معنی کشنیز
9 بازدید
[ کِ / کُ ] (اِ) کشنیج. گشنیز: به چرخ گندناگون بر دو نان بینی ز یک خوشه که یک دیگ ترا کشنیز ناید زان دوتا نانش. خاقانی. رجوع به گشنیز و غیاث شود.
کلمات همقافیه با «کشنیز»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یز» برای سرودن شعر