معنی کشنیج
4 بازدید
[ کِ ] (اِ) گشنیز که عربان جلجلان خوانند. || گیاهی است که گل آن لاجوردی باشد. (برهان) (ناظم الاطباء). - کشنیج دشتی؛ گیاهی است که آن را بالنگو خوانند. (برهان) (ناظم الاطباء). کشنیج دشتی نوع صغیر بادرنجبویه است و نزد اکثر اطباء نوعی از شاهترج است و نزد بعضی مخلصه را نامند و نواب علیخان فرموده که آن کزبرهٔ بری است. (فهرست مخزن الادویه).
کلمات همقافیه با «کشنیج»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یج» برای سرودن شعر