معنی کشمش هندی
7 بازدید
[ کِ مِ شِ هِ ] (اِخ) نام معرکه گیر معروفی بوده است. (آنندراج): همت ز روح کشمش و شمس تشی طلب زان پس اساس معرکه باطمطراق نه. هروی (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «کشمش هندی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دی» برای سرودن شعر