معنی کشلج
5 بازدید
[ کَ لَ ] (اِ) ملاخالیون. ملاخ. (یادداشت مؤلف): قال ابوحنیفه... ویسمیه (ای یسمون الملاخ) اهل البصرة بالفارسیة الکشلج. (ابن بیطار). رجوع به ملاخ و کشملخ و کشمخه شود.
کلمات همقافیه با «کشلج»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لج» برای سرودن شعر