معنی کشفی

معنی کشفی

4 بازدید
[ کَ ] (ص نسبی) منسوب و متعلق به کشف. (از ناظم الاطباء). اهل کشف. رجوع به کشف و رجوع به ترکیب کشف و شهود شود.
[ کَ ] (اِخ) یکی از شعرای باستانی است و از اشعارش در لغت نامهٔ اسدی دو بیت ذیل بشاهد آمده است. (یادداشت مؤلف): بخواهم که شاها عنایت دهی که باشد مرا عون تو پروبال. ؟ (لغت فرس چ اقبال ص ۳۲۵). زلف بر رخسار آن دلبر چو دیدم بیقرار می بیندازم در آتش جان و دل چون داربوی. ؟ (لغت فرس ص ۵۱۹).
[ کَ ] (اِخ) شاعری است و او راست عوامل فرس به ترکی. (یادداشت مؤلف).
[ کَ شَ ] (اِخ) دهی است از دهستان مرکزی بخش آستارا از شهرستان اردبیل واقع در ۸ هزارگزی باختر آستارا و دو هزارگزی شوسهٔ آستارا به اردبیل با ۱۶۳تن سکنه. آب آن از چشمه و رود و محصول آن غلات وصیفی و برنج و شغل اهالی زراعت و گله داری و تهیهٔ زغال است راه آن ارابه رو است و دبستانی دارد. محل سکنای ایل کشفی این دهکده است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).
[ کَ شَ ] (اِخ) نام ایلی است که به آستارا در دهکدهٔ کشفی از توابع اردبیل زندگی کنند. (یادداشت مؤلف).

کلمات هم‌قافیه با «کشفی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «فی» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید