معنی کشفت
6 بازدید
[ کَ شَ / کُ شُ ] (مص مرخم، اِمص) پراکندگی. پریشانی. || پژمردگی. (ناظم الاطباء). رجوع به کشفتن شود.[ کَ شَ / کُ شُ ] (اِ) عبادتخانهٔ یهود و کنیسه. (از برهان قاطع) (از ناظم الاطباء) (از آنندراج). ظاهراً دگرگون شدهٔ کنشت است. رجوع به کنشت شود.
کلمات همقافیه با «کشفت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «فت» برای سرودن شعر