معنی کشتیجای
5 بازدید
[ کُ ] (اِ مرکب) میدان کشتی گیری. (ناظم الاطباء). مصطرع. مصرع. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «کشتیجای»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ای» برای سرودن شعر