معنی کشتهسوز
5 بازدید
[ کُ تَ / تِ ] (اِ مرکب) ظرفی که در آن شمع را سوزانند و کشته گردانند. چراغدان. شمع سوز. (آنندراج): در خدمت شاه و تاج وارد اطاق مرصع خانهٔ تاج الدوله شد که پشتی و مخدهٔ مرصع و مسند مرصع و متکاهای مرصع و دشکهای مرصع و کشته سوز و مجمرهای مرصع در آن اطاق بود. (تاریخ عضدی).
کلمات همقافیه با «کشتهسوز»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وز» برای سرودن شعر